كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
27
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى و به درستى كه ما عطا كرديم موسى را الْكِتابَ توريت وَ قَفَّيْنا و از پى درآورديم مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ از پس موسى ع به فرستادگان چون يوشع و داود و سليمان و الياس و زكريا و يحيى عليهم السلام وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ و عطا كرديم عيسى ع را كه پسر مريم بود الْبَيِّناتِ نشانهاى روشن و معجزات هويدا چون اخبار از غيب و احياى موتى وَ أَيَّدْناهُ و نيرومند گردانيديم و قوّت داديم او را بِرُوحِ الْقُدُسِ بجان پاكيزه و يا بجبرئيل كه در همه وقت قرين عيسى ع بودى يا اسم اعظم كه به بركت او مرده زنده گشتى يا انجيل كه تازگى دل و زندگى جان از ان يافتندى رباعى دل تازگى از حسن كلامت دارد * جان زندگى از سماع نامت دارد هرجا كه دل واقف اسرار بود * او نور صفائى ز پيامت دارد أَ فَكُلَّما آيا هرگاه كه از نزد ما جاءَكُمْ رَسُولٌ آمد بشما فرستاده بِما لا تَهْوى بهآنچه دوست ندارند أَنْفُسُكُمُ نفسهاى شما آن را و سخن او بر وفق هوا و مدعاى شما نباشد اسْتَكْبَرْتُمْ تعظيم نهكرديد و گردن ننهاديد فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ پس گروهى را از ايشان به دروغ داشتيد چون محمد ص و عيسى ع وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ و گروهى را بكشتيد چون زكريا ع و يحيى ع وَ قالُوا و گفتند قُلُوبُنا غُلْفٌ دلهاى ما در غلاف است يعنى پوشيده از فهم و بازداشته شده از قبول قول محمد ص ، بدين سخن نااميد مىگردانيدند حضرت پيغمبر ما را از ايمان خود به قرآن و متابعت آن حضرت ص حق سبحانه ردّ سخن ايشان مىكند يعنى نه چنان است كه ايشان مىگويند بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بلكه خداى تعالى ايشان را رانده است و مدد لطف از ايشان بازگرفته بِكُفْرِهِمْ بسبب ناگرويدن ايشان فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ پس اندكى از ايشان ايمان مىآرند چون عبد اللّه رض ابن سلام و اصحاب او وَ لَمَّا جاءَهُمْ و آن هنگام كه بديشان آمد كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ نوشته از نزديك خدا كه آن قرآن است مُصَدِّقٌ گواه و موافق لِما مَعَهُمْ مر آن كتاب را كه با ايشان است در توحيد و نبوت و حشر و آنچه از اصول دين باشد ، قبول نكردند و نگرويدند بدان وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ و حال آنكه بودند پيش از نزول اين كتاب كه در وقت فروماندگى يَسْتَفْتِحُونَ طلب فتح و نصرت مىكردند بدين كتاب و به كسى كه اين كتاب به دو فرود آيد هرگاه كه كفار عرب قصد يهود كردندى و كار بر ايشان تنگ شدى دستها برداشته گفتندى بارخدايا نصرت مىخواهيم از تو به محمد ص كه رسول آخر الزمان است عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا بر آنان كه نگرويدهاند از مشركان عرب فَلَمَّا جاءَهُمْ پس آن وقت كه آمد بديشان ما عَرَفُوا آنكس كه شناخته بودند كَفَرُوا بِهِ كافر شدند به دو چه ايشان را گمان آن بود كه آن پيغمبر از بنى اسرائيل خواهد بود چون از بنى اسماعيل بود به دو كافر شدند فَلَعْنَةُ اللَّهِ پس لعنت خداى عَلَى الْكافِرِينَ بر ناگرويدگان كه به دانش خود كار نهكردند و عناد ورزيدند وضع ظاهر در موضع ضمير تسجيل بر كفر ايشان است -